محمد حسینمحمد حسین، تا این لحظه: 5 سال و 27 روز سن داره
مرتضی علیمرتضی علی، تا این لحظه: 10 سال و 2 ماه و 3 روز سن داره
میترا طلامیترا طلا، تا این لحظه: 13 سال و 20 روز سن داره
محمد صدرامحمد صدرا، تا این لحظه: 2 سال و 2 ماه سن داره

میوه های باغ زندگیم

سوغاتی های سفر گلای من

میترا جون و مرتضی جون بعد سفر اربعین تو راه  برگشت با عمه و بابا و عموشون رفتن کرج خونه عمه مریم بعدشم مشهد خونه عزیز جون  و بعد اومدن خونه  عمه مریم هم برای تولد مرتضی جان یه ماشین کنترلی فرستاده بود و واسه میترا جان هم کلی کتاب کمک آموزشی و عمه نیکو هم یه ماشین کنترلی  و پاذل واسه محمد حسین و عمو محمد هم یه تفنگ واسه تولد مرتضی علی که بابا محسن مثل همونو واسه محمد حسینم گرفته  خلاصه وقتی بابا و میترا مرتضی از سفر اومدن خیلی محمد حسین و محمد صدرا خوشحال شدن آخه هیچ وقت اینقدر ازشون دور نبودن به هم عادت داشتن  کلی ذوق کردن با دیدنشون  ...
31 مرداد 1404

مرتضی علی عزیزم تولدت مبارک

امسال اربعین مرتضی علی جانم با میترا و بابا ش رفتن کربلا  و دیشب که شب تولدش بود حرم آقا امیر المومنین بود تولد نه سالگیت رفتی حرم آقا مرتضی علی  الانم تو راه برگشتین خدا حفظتون کنه عزیزانم  زیارتتون قبول عزیزانم    السلام علیک یا ابا عبدلله  السلام علیک یا مرتضی علی  یا امیر المومنین  السلام علیک با ابوالفضل العباس  انشالله محمد حسین و محمد صدرا جونم بزرگتر بشن خانوادگی بریم سفر اربعین سفر اربعین خیلی سختی داره گرما ی زیاد  و سختی راه ولی من خودم که یه بار رفتم الانم هر وقت یادم میاد نه سختی بلکه شیرینیش یادم میاد تنها سفری که با وج...
24 مرداد 1404

مرتضی علی جان

امسال تابستون واست کلاس رباتیک و شنا ثبت نام کردم  هر دو تاشو دوست داشتی خصوصا رباتیک رو و قبل اینکه معلمت بگه چکار کنین خودت تو خونه سرهم میکردی و خلاصه خیلی دوست داری با پیچ و مهره و ابزارای الکترونیکی کار کنی  ...
9 مرداد 1404